الملا فتح الله الكاشاني
109
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
شود و در كشف الاسرار آورده كه كلمه عند مشعر است بتقريب و تخصيصى كه اهل قرب فردا در آن سراچه بدان اختصاص خواهند داشت و حضرت پيغمبر ( ص ) در اين سرا مختص بدان بوده كه ابيت عند ربى و چون رتبهء كه فردا خواص بدان تازند ادنى مرتبه او باشد پس از رتبه اعلاى فرداى وى كه نشان تواند داد و عبد اللَّه بريده گويد كه اهل بهشت كه مكان و مرتبهء ايشان دون مقعد صدق باشد هر روز به اين موضع آيند و در آن استماع قرآن كنند و از آن التذاذ تمام يافته فرحان و نازان به منزل خود باز روند و در خبر است كه روزى حضرت موسى ( ع ) بمناجات ميرفت بدر ويرانهء بگذشت نالهء از آنجا به گوش او رسيد چون نگاه كرد ديد كه برهنهء بر خاك خفته و خشتى زير سر گرفته و عورت خود بپلاسى پوشيده مينالد و در آن ناله چيزى ميگفت موسى بنزديك وى شد كه ميگفت الهى ترى غربتى و وحدتى و تعرف فقرى و فاقتى پس از آنجا بمناجات رفت و بعد از آنكه ارادهء مراجعت نمود از جانب عزت خطاب بوى رسيد كه اى موسى پيغام آن درويش بما نرسانيدى و احوال او را بر ما عرض نكردى موسى گفت بار خدايا تو عالمى كه وى حكايت وحدت و وحشت خود ميكرد و شكايت فقر وفاقه مينمود حق سبحانه فرمود برو و او را از من سلام برسان و بگو كه تو تنها نيستى من كه خداوندم انيس توام تو غريب نيستى من جليس توام تو درويش نيستى من وكيل ما يحتاج توام موسى بيامد و بر بالين وى بنشست و پيغام خداى بگذارد درويش گفت يا كليم اللَّه مرا مرتبه آن هست كه خداى عالم حديث من بشنود و جواب دهد پس نعره بزد و جان به حق تسليم كرد موسى نزد بنى اسرائيل آمد و ايشان را از اينحال خبر داد و با اشراف قوم بيامد تا او را دفن كند چون به آن ويرانه آمد پلاس و خشتى ديد كه آنجا افتاده و درويش پيدا نيست مناجات كرد كه بار خدايا اين درويش كجا شد زمين او را فرو برد يا گرگ او را بخورد جبرئيل آمد و گفت خداى ميفرمايد كه اين چه گمان است كه بدوستان من ميبرى ايندرويش بود كه شيطان او را در دنيا طلب كرد و نيافت و ملك الموت در وقت نزعش طلبيده و راه به او نبرد و منكر و نكير در قبرش جستند نيافتند و رضوان در بهشتش جست و به او نرسيد و مالك در دوزخ طلب او كرد او را نديد گفت خدايا پس كجا رفت خطاب آمد كه دوستان نباشند مگر نزد دوست * ( فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ ) * و ابو اسحاق ثعلبى در كتاب خود بعد از آنكه تفسير اين آيه كرده فرموده كه از جابر روايت است كه روزى رسول ( ص ) در مسجد نشسته بود بعضى از اصحاب از احوال بهشت پرسيدند فرمود كه ان اللَّه لواء من نور و عمودا من زبرجد خلقها قبل ان يخلق السموات و الارض بالفى عام مكتوب على رداء ذلك اللواء لا إله الا اللَّه محمد رسول اللَّه و آل محمد خير البرية صاحب اللواء امام القوم خدا را لوائيست از نور و عمودى از زبرجد كه آنها